سجده نشین

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

ضربه خوردیم و شکستیم و نگفتیم چرا؟
نویسنده : محمد طاها - ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧
 

ضربه خوردیم و شکستیم و نگفتیم چرا؟
ما دهان از گله بستیم و نگفتیم چرا؟
 
جای "بنشین" و "بفرما" "بتمرگی" گفتند
ما شنیدیم و نشستیم و نگفتیم چرا؟
 
"تو"  نگفتیم و "شمایی" نشنیدیم هنوز
ساده مثل کف دستیم و نگفتیم چرا؟
 
دل سپردیم به آن "دال" سر دشمن و دوست
دشمن و دوست پرستیم و نگفتیم چرا؟
 
چه  "چراها" که شنیدیم و ندانیم چرا
ما همین بوده و هستیم و نگفتیم چرا؟


 
 
آیا ملائکه‏، گریه و خنده هم دارند؟
نویسنده : محمد طاها - ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧
 

 نصایح  124 فصل چهارم

احادیثى که شیعه و سنى از پیغمبر«صلى الله علیه و آله و سلم» نقل کرده‏اند: ..... ص : 123

پیغمبر- صلّى اللّه علیه و آله و سلم- از جبرئیل پرسید: آیا ملائکه‏، گریه و خنده هم دارند؟ گفت: آرى از سه کس از روى تعجب مى‏خندند و بر سه کس از ترحم و دلسوزى مى‏گریند؛ اما خنده: یکى از کسى که سراسر روز سخنان یاوه گوید، و چون شب شود نماز عشا خوانده و باز یاوه‏سرایى کند؛ ملائکه‏ خندند و گویند: اى بى‏خبر صبح تا به شام سیر نشدى! اکنون سیر مى‏شوى؟ دیگر از دهقانى که بیل و کلنگ‏

نصایح، ص: 125

برداشته به بهانه‏ى تعمیر و اصلاح زمین خود دیوار مشترک را مى‏ساید تا به سهم خویش بیافزاید؛ ملائکه (از این سفاهت) خنده کنند و گویند:

آن زمین پهناور ترا سیر نکرد این مختصر سیرت مى‏کند؟! سوم: از زنى که در زندگى، خود را از بیگانه نپوشیده پس از مرگ او را در قبر نهند و بدنش را بپوشانند که از دیده‏ها پنهان باشد؛ ملائکه خندند و گویند:

هنگامى که مورد رغبت بود او را نهان نکردید، اینک مستور کنید که مورد نفرت و انزجار است.

اما گریه‏ى ملائکه: یکى بر غریبى است که در راه طلب علم بمیرد، دوم:

بر زن و مردى سالخورده که آرزوى فرزند کنند، در آخر عمر پسرى نصیبشان شود خرسند شوند و دل به او بندند که در آخر کار به ما خدمت کند و پس از مرگ جنازه‏ى ما را تشییع نماید آنگاه پسر بیش از پدر و مادر جان سپارد ملائکه قبل از پدر و مادر بر او بگریند؛ سوم: بر یتیمى که نیمه شب بیدار شود و گریان سراغ مادر رود غافل از این که مادرش مرده، دایه با خشونت فریاد زند: چرا گریه مى‏کنى؟ کودک بینوا متوجه مرگ مادر شده ناامید خاموش گردد ملائکه به حال غربت او بگریند.


 
 
چه احساس خوشایندی ...
نویسنده : محمد طاها - ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٦
 

تاکنون به جملاتت و آیاتی در کتاب  آسمانیمان آمده و کلام خالقمان است دقت بیشتری کرده اید؟

آیاتی که پندها و سخنان پر رمز و رازی را دارد که با ذکر آنها گره های بسیاری گشوده میشود و دلهای بی تابی به آرامشی بی نظیر دست میابند

در این مجال میخواهم از این آیات نیز بهره ای برگیرم  و رونقی به این گوشه تنهایی بدهم  و رهگذران را  نیز در این معاشقه سهیم کنم .....

 

««قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی‏ أَنفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِن رَحْمَةِ اللَّهِ  إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً  إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ »»

سوره زمر ﴿ 53 ﴾


بگو :اى بندگان من که بر خویشتن زیاده روى روا داشته اید از رحمت خدا نومید مشوید .در حقیقت ، خدا همه گناهان را مى آمرزد، که او خود آمرزنده مهربان است.

 

آیا با خواندن این ایات دلنشین بازهم از درگاه بلند مرتبه اش نا امید میتوان بود؟؟




 
 
ارزش داشتن دختر در اسلام
نویسنده : محمد طاها - ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٧
 

چند حدیث از ائمه اطهار(ع) که بیانگر دیدگاه اسلام نسبت به ارزش دختر و داشتن عشق و محبت در میان اعضای خانواده است
1- از رسول گرامی اسلام (ص) است که فرموده اند: «هر کس فرزندش را ببوسد، خداوند برای او ثواب می نویسد و هر کس او را شاد کند، خداوند روز قیامت او را شاد خواهد کرد.»1
2- رسول خدا(ص) فرموده اند: «دختران چه فرزندان خوبی هستند، بالطافت و مهربان، آماده خدمت رسانی، یار و غمخوار اعضای خانواده، بابرکت و...»2
3- و همچنین در جایی دیگر فرموده اند: «خیر اولادکم البنات؛ بهترین اولاد شما دخترانند.»3
4- و در حدیثی دیگر فرموده اند: «خیر لکم خیرکم لنسائه و لبناته ؛ بهترین شما کسی است که برای زنان و دختران بهترین باشد.»4
5- امام سجاد(ع) در تعبیر جالب و لطیفی فرمود: «هن قواریر لا تکسروهن؛ دختران و زنان بلورند، آنها را نشکنید.»5
6- و نیز فرزند بزرگوارش صادق آل محمد(ص) فرمود: «بدون تردید خداوند بر بنده خود بخاطر شدّت محبت به فرزندش رحم می کند.»6
7- امام رضا(ع) فرمود: «ان الله الاناث ارق منه علی الذکور؛ خداوند بر زنان و دختران نسبت به مردان و پسران مهربانتر است.»7

پیامبر آنقدر به دخترش، حضرت فاطمه(س) احترام می گذاشت که مردم تعجب می کردند و با تمام مقامی که داشت، دست دخترش را می بوسید و به هنگام مراجعت از سفر، نخستین کسی را که دیدار می کرد دخترش فاطمه بود و هنگامی که می خواست به سفر برود، از آخرین کسی که خداحافظی می کرد، از فاطمه(س) بود.7
پی نوشت:
1. اصول کافی، ج6، ص49، ح1
2. وسائل الشیعه، ج15، ص100
3. همان، ج4، ص79
4. نهج الفصاحه، حدیث 1522
5. مکارم الاخلاق، ج1، ص240
6. اصول کافی، ج6 ، ص50، ح5
7. تفسیر نمونه، ج11، ص 275


 
 
← صفحه بعد